A revolutionary from Mars

دوست ندارم ایده هایم مرا از زندگی جدا کنند اما بدون آنها زندگی معنا ندارد
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ ب.ظ

شبهای پاییزی

fall night 

 

 

شب از شب‌های پاییزی ست

 

از آن هم درد و با من مهربان شب‌های شک آور

 

ملول و خسته دل  گریان و طولانی

 

شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین هم درد

 

و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی

 

من این می‌گویم و دنباله دارد شب

 

خموش و مهربان با من

 

به کردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش،‌ دل بر کنده از بیمار

 

نشسته در کنارم، اشک بارد شب

 

من این‌ می گویم و دنباله دارد شب

 



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

A revolutionary from Mars

دوست ندارم ایده هایم مرا از زندگی جدا کنند اما بدون آنها زندگی معنا ندارد

پیوندها
آخرین مطالب

شبهای پاییزی

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ ب.ظ

fall night 

 

 

شب از شب‌های پاییزی ست

 

از آن هم درد و با من مهربان شب‌های شک آور

 

ملول و خسته دل  گریان و طولانی

 

شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین هم درد

 

و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی

 

من این می‌گویم و دنباله دارد شب

 

خموش و مهربان با من

 

به کردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش،‌ دل بر کنده از بیمار

 

نشسته در کنارم، اشک بارد شب

 

من این‌ می گویم و دنباله دارد شب

 

نظرات  (۳)

خیلی زیبا بود این شعر
پاسخ:
ان شا الله همیشه چشمانتان رو به زیبایی باز شود
۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۵:۴۴ خنـــــــــღــــــــــده ڪدہ ツ
زیبا بود:)
پاسخ:

ممنون

۱۴ آذر ۹۵ ، ۱۷:۲۷ علیرضا تقوی زاده
قشنگ بود
پاسخ:
خواهش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی